سفرهاي زيادي كرد. در سال 1370، او در رأس ناوگاني به ترابوازان سفر كرد؛ در سال 1379 در جريان جنگ ميان ونيز و جِنوا در خدمت يك ناوگان جنگي در شامات بود؛ در سال 1380 چيزي شبيه وزير جنگ بود؛ در سال 1387 اَرگبُد مُدونه و كرونه (در مسيناي پلوپونز) بود؛ در سال 1389 رئيس يك ناوگان؛ در سال 1396 بهخاطر دغلكاري در اثناي ارگبدي به پرداخت جريمهاي سنگين و اخراج از خدمات دولتي محكوم شد. در سال 1400 در ونيز وصيتنامهاش را نوشت و پيش از سال 1403 درگذشت.
در سال 1558 يكي از اعضاي همان خانواده به نام نيكولو زنوي كوچك (1515 ـ 1565)، گزارشي را از سفرهاي نيكولو زنوي بزرگ و آنتونيو زنو، همچنين كاترينو زنو فرستادهٴ ونيز به ايران (در حدود 1471) منتشر كرد. براساس آن گزارش، نيكولوي بزرگ در سال 1380 در حاليكه كشتياش در جزيرهٴ فريسلند (در جزاير فارو؟) شكسته بود، به خدمت زيچمني (؟) امير جزاير اُركني درآمد، كه سعي داشت گروئنلند را فتح كند. بعداً، آنتونيو به برادرش پيوست و چهار سال در آنجا خدمت كرد. آنگاه، نيكولو درگذشت و آنتونيو جانشين او شد و سيزده سال ديگر در خدمت زيچمني باقي ماند. سرانجام به فريسلند بازگشت؛ به او اجازهٴ بازگشت به ونيز داده نشد، ولي داستان سفرهايش را براي برادرش كارلو نوشت.
براي بررسي روايتي كه در سال 1558 همراه با يك نقشه منتشر شده است، هيچ وسيلهاي وجود ندارد. ديديم كه نيكولو زنوي بزرگ يك شخصيت واقعي است، ولي كارهايش كاملاً متفاوت و ناسازگار با آن چيزهايي است كه به وي نسبت داده شده است. خواه تمام داستان را نيكولوي كوچك ساخته، يا اسنادي توسط اجدادش بهدست او رسيده باشد، آنها را در سايهٴ معلوماتي كه در آن زمان در دسترس بود بازنويسي كرده، تاحدي كه هيچ نشانهاي از وضع اصليشان برجاي نماندهاست. نقشهٴ ضميمهٴ آن، از قرار معلوم براساس نقشههاي ديگري است كه در اواخر سدهٴ پانزدهم و در سدهٴ شانزدهم در دسترس بود. در هرحال، اين روايت از لحاظ بررسي جغرافياي سدهٴ چهاردهم داراي ارزشي نيست، ولي در مطالعهٴ جغرافياي نيمهٴ دوم سدهٴ شانزدهم بايد موردتوجه قرار گيرد. روايت سال 1558 تأثيري عميق و بد بر نقشهنگاري يك قرن يا بيش از آن داشت، زيرا دو جزيرهٴ تازه را معرفي ميكرد (استوتيلاند و دروجو) و موقعيت جزاير ديگر را خيلي تغيير ميداد و غيره.
گوتچي
جورجو پسر گوتچو دي دينو گوتچي، سفير و كارمند كشوري فلورانس، كه فرسكوبالدي و ديگران را در سال 1384 ـ 1385 در ديدار از خاور نزديك همراهي كرد و گزارشي به زبان ايتاليايي از زيارت بيتالمقدس نوشت.